أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
168
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
آنگه بر سبيل تهديد گفت : دست ازينان بدار و بگذار ايشان را تا خوض كنند و شروع نمايند و بازى كنند در دنيا تا برسند و ببينند روز خود را آن روزى كه ايشان را وعده دادهاند در آن روز كه از گورها بيرون آيند « 1 » بشتاب ميروند گوئيا كه ايشان تا غايتى و نشانى « 2 » كه ايشان راست مىشتابند و بر يكديگر سبقت ميگيرند [ خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ ] چشمهاى ايشان خاشع ؛ اثر ترس و مذلّت درو پيدا ، دريشان رسد مذلّتى يعنى سياه روى « 3 » باشند ، آن روز روزى باشد كه ايشان را وعده دادهاند و از آن روز ترسانيده .
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين آيه چنين گفته : « [ يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً ] گفت : ياد كن آن روز كه بيرون آيند از گورها شتابزده و نصب [ سِراعاً ] بر حال است و عامّهء قراء [ يخرجون ] خواندند بفتح ياء و ضمّ راء و اعشى و برجمى عن أبى بكر عن عاصم خواندند [ يخرجون ] بضمّ ياء و فتح خاء على الفعل المجهول ؛ آن روز كه ايشان را بيرون آرند از گورها سراعا الى اجابة دعائه ؛ سريع و شتابزده باشند باجابت دعائى كه ايشان را خوانده باشند چنان كه در حديث نفخ صور رفته است من قول الملك : أيّتها الاجساد البالية ؛ الخبر » . ( 2 ) - « غايت و نشان » ترجمهء كلمهء « نصب » است كه ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن چنين گفته : « قرائت عامهء قراء [ نصب ] بفتح نون و سكون صاد يعنى الى شىء منصوب ؛ يقال : فلان بنصب عينى اذا كان ماثلا بين يديه كأنّه منصوب . عبد اللّه عباس گفت : الى غاية ؛ و اين آنگه باشد كه آواز نفخ صور شنوند ، سوم بار كلبى گفت : إلى علم و راية ؛ پندارى به زير علمى و رايتى ميروند . أبو العلا گفت : از بعضى عرب شنيدم كه گفت : [ نصب ] دام باشد كه به او صيد كنند خداوند دام بجهد و بشتابد تا صيد از او فوت نشود . ابن عامر و حفص عن عاصم خواندند [ الى نصب ] بضمّ نون و صاد و در شاذّ ابو رجاء و ابو العاليه و حسن بصرى و اشهب العقيلى و مسلم بن البطين همچنين خواندند [ الى نصب ] بضمّ نون و صاد ، مقاتل گفت : و كسانى آن بتانى كه پرستيدندى بدون خداى عزّ و جلّ فراء و اخفش گفتند : [ النصب ] جمع النصب كالرهن و الانصاب جمع النصب فهى جمع الجمع » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « سياه رويان » .